تبليغاتX
خوب میشد اگر میماندی
شعر وحدیث

در پیچ و خم کوچه زندگی ، دفتر تقدیرم را نظاره میکنم  که دستان قدرتمند سرنوشت آن را ورق میزند و نوشته هایش را با قلم قسمت تغییر میدهد آرزوی این را داشتم که روزی بتوانم این درخت تنومند سرنوشت را از ریشه بخشکانم  تا هیچ وقت نتواند دفترم را با دستان بی مهرش ورق زند و آنان را که دوستشان دارم هیچ گاه با تکرار واژه قسمت از من نگیرد.

 

تقدیم به همسر سفر کرده ام مامان عباس به مناسبت دومین سالگرد رحلت ایشان

 

روحش  شاد  یادش گرامی 

 

http://manabilila.persiangig.ir/

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 13:20  توسط ابو عباس | 
کیک تولد برای عباس کوچلوی خودم 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 2:57  توسط ابو عباس | 
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
میگن کهنه نمی شه تولدت مبارکLoading

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس

واسه تولد تو باید دنیا رو اورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد

اینا یه یادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:39  توسط ابو عباس | 
mq5l9zdmv.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 0:57  توسط ابو عباس | 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 1:0  توسط ابو عباس | 
محمد رسول ا....
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 1:28  توسط ابو عباس | 
شب رفتنت عزیزم لیلاهرگز از یادم نمیره

واسه هر کسی که میگم قصشو آتیش میگیره
 
دل من یه دریا خون بود 

چشم تو یه دنیا تردید

آخرین لحظه نگاهت

غصه داشت ولی خندید

شب رفتنت یه ماهی

توی خشکی رفتو جون داد

زلزله خیلی دلارو اون شب از غصه تکون داد

غما اون شب شیشه های خونه رو زدن شکستن

پابپام عکسای نازت تا صبح نشستن

تو چرا از اینجا رفتی ؟! تو چرا از اینجا رفتی ؟!

تو که مثل قصه هایی

گِله ام از چه چیزی باشه ؟!

نه بدی نه بی وفایی

شب رفتنت نوشتی شدی قربونی تقدیر

نقره اشکای من شد دور گردنت یه زنجیر

شب تلخ رفتن تو

گلدونامون اشکی بودن

قحطی سفیدیا بود

همه انگار مشکی بودن

شب رفتنت که رفتی

گفتی دیگه چاره ای نیست

دیدم اون بالاها انگار عکس هیچ ستاره ای نیست

شب رفتن تو یاسا

دلمو دلداری دادن

اونا عاشقن ولیکن

تنها نیستن که زیادن

بارون اون شب دستشو از سر چشمام بر نمی داشت

من تا می خواستم ببارم

هر کسی که میدید نمی ذاشت

شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت

اون که واسم همه چی بود

آره تنها یادگارت

سرنوشت ما یه میدون

زندگی اما یه بازی

پیش اسم ما نوشته

حقته باید ببازی

شب رفتن تو خوندن

واسه من همه لالایی

یکی می گفت که غریبی

یکی می گفت بی وفایی

شب رفتن تو ابرا واسه گریه کم آوردن

آشناها واسه زخم وا شدم مرحم آوردن

شب رفتن تو تسبیح از دست گلدونا افتاد

قلب آرزوهام انگار واسه همیشه وایستاد

شب رفتن تو غربت

جای اونجا اینجا پیچید

دل تو بدون منظور

رفت و خوشبختیمو دزدید

شب رفتن تو دیدم

یکی از قناریا مرد

فرداش اما دست قسممت

اونیکیم با خودش برد

شب رفتن تو چشمات

راست راستیچه برقی داشتن

این همه آدم

چرا من؟!

پس با من چه فرقی داشتن؟!

شب رفتنت پا شیدم

همه اشکامو تو کوچه

قولتو آروم گذاشتم

پیش قرآن لب طاقچه

شب رفتنت دلم رفت

پیش چشمایی که خیسن

پیش شاعرا که دائم

از مسافرا می نویسن

شب رفتنت دیدم

تا که غم نیاد سراغت

هیچ زمون روشن نمیشه
 
واسه کسی چراغت 
 
جان من نظر هم بده
 
 
     تقدیم به همسر عزیز از دست رفته ام
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:45  توسط ابو عباس | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 22:25  توسط ابو عباس | 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 2:28  توسط ابو عباس | 

گاو ماما مي كرد. گوسفند بع بع مي كرد. سگ واق واق مي كرد. و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي!
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود. حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تيشرت هاي تنگ به تن مي كند. او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند
.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند
.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد. كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است. كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد. پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد. پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود. او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد
.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود. ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند
.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الآن چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد. او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ي مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
.
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستانهاي قشنگ وجود ندارد

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 15:59  توسط ابو عباس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چه شبهاتاسحرنام توراازته دل صداكردم دلم راباجنون بي كسي ها اشناكردم نفهميدم كه مي ميرم نباشي مثل پروانه تورامن درته اين كوچه برفي رهاكردم چه شبهاتاسحرباقاصدك درخلوتي بي رنگ نشستم موبه موي خاطراتت راسواكردم به پاي قاصدك بستم صبوري راشبيه گل نوشتم روي گلبرگش كه من بي توچه هاكردم




پیوندهای روزانه
4
http://www.allstb2000.com
عشق نامردی
3
سیاوش منصوری
دهکده عشق
1
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
پیوندها
برای همسر عزیزم
اعلام اخرین وضیعت شرینگ با دانگل میکروباکس
2
شب شعر
من وهمسرم
عکسهای هری پاتر وهرمیون
فاطمه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM